گروه فرهنگی «سراج24»- مرتضی اسماعیل دوست: چندی پیش به دعوت دوستان به اکران خصوصی فیلمی مستند با نام «بازگشت گومورا» رفتم؛ فیلمی که توسط بچه های جوان فیلمساز انقلاب اسلامی و با نگاهی آسیب شناسانه نسبت به ماهیت هالیوود و رشد چشمگیر مخاطبان جهانی آن ساخته شده است. اما جدا از موضوع قابل توجه در این اثر مستندنگارانه از زاویه ای دیگر وضعیت خوشایندی رخ داد؛ آن گاه که دریافتم فیلمساز این اثر، فردی روحانی است که با جامه ای نیکو از مسیری معرفتی به سمت فعالیت در عرصه هنرمندی گام نهاده و چند اثر کوتاه و مستند نیز کارگردانی کرده است. این ها بهانه ای بود تا در ادامه یادداشتی که درباره ارتباط دین و سینما پیش از این در همین صفحه روزانه نگاشته ام، گفت و گویی جالب توجه را با جواد صافی صورت دهم که در ادامه تقدیم می گردد.

با نگاهی آسیب شناسانه به سراغ موضوعی مهم چون هالیوود رفتید. دلیل انتخاب این موضوع چه بوده است؟
در ادامه دغدغه هایی که داشتیم سعی کردیم نگاهی به وضعیت هالیوود و دلایل فعالیت آن بپردازیم، چرا که مستندات ایجاد شده نشان دهنده این بود که آمریکایی ها با گسترش هالیوود می خواستند میکروبی را که سال ها در سرزمین خود پخش کردند را در کشورهای دیگر هم منتقل کنند!
و این جاذبه ها در هر عصر و دوره ای با استفاده از قابلیت های صنعت سینما به اشکال تازه تری در می آید!
همینطور است و متاسفانه فریبکاری سردمداران هالیوود در زوایای مختلفی شیوع پیدا کرده است.
از چه اطلاعات و داده هایی برای مستندنگاری فیلم «بازگشت گومورا» استفاده کردید؟
یکسری از اطلاعات را از طریق آثار و منابع خارجی مکتوب و تصویری به دست آوردیم و یکسری هم براساس اطلاعاتی است که از طریق آرشیو فیلم ها به دست آمد و همه آن ها مستند و واقعی است. یکسری محدودیت ها هم برای یافتن منابع وجود داشت، چرا که فیلم های مستند ساخته شده در این خصوص چندان ترجمه فارسی نشده بود و ما این کار را انجام دادیم. درباره وضعیت پادشاهی ایران از منابع تاریخی استفاده شد و یکسری اطلاعات هم از اینترنت و آرشیو مطبوعات خارجی به دست آمد.

از آرشیوهای خوبی برای ساخت اثر استفاده کردید و با توجه به این که ماهیت تولید این گونه مستندها براساس چگونگی داده های کسب شده و در میز تدوین به دست می آید، توانسته اید در این بخش موفق عمل کنید. فرآیند نهایی شدن این مستند چه زمانی را در بر گرفت؟
تقریبا 3 ماه صرف تحقیقات و نوشتن فیلمنامه شد و در حدود یک ماه و نیم هم شامل تدوین فیلم شد تا بتوانیم اثر را به سرانجام برسانیم. همه مطالب عنوان شده در فیلم براساس مستندات به دست آمده و کاملا واقعی است. مثلا کتاب هایی مانند «تمدن و ملالت های آن» از فروید، «امپراطوری هالیوود» و کتاب «ارتباط شناسی» دکتر محسنیان راد را مورد استفاده قرار دادیم و نقش مسائل جنسی را در ایجاد جاذبه هایی فریبنده در آثار هالیوود به نقد کشیدیم.
در ابتدای فیلم به گوشه ای از رابطه جان اف کندی با مریلین مونرو اشاره شده است. به لحاظ ساختاری چه پیوندی میان این روایت در ارتباط با کلیت اثر در نظر گرفتید؟
مریلین مونرو فرزند هالیوود است و نماد یک زندگی رویایی فریبنده در غرب می باشد و از این لحاظ می توان تناسبی یافت. به این معنا که هالیوود برزخی برای این گونه ستاره ها می سازد. به لحاظ فرمی هم من از یک جزء مانند زندگی مونرو و ارتباط مرگش با کندی شروع کردم تا به یک کل که هالیوود باشد، برسم. از این نظر در این مستند که به صورت قصه روایت می شود یک سلسله سوالات در ذهن مخاطب ایجاد می شود.
یکی از بحث هایی که صورت می گیرد، رابطه بین سینما و روحانیت است. شما به عنوان فردی معمم فکر می کنید تا چه حد می توان موضوعات ارزشی را در قالب تصویر نمایان کرد؟
ببینید، فضای خاصی در سینما وجود دارد که شاید برخی از روحانیون واهمه ای برای فعالیت در این عرصه داشته باشند!
این واهمه نزد شما رخ نداده است؟
چرا، در ابتدا چنین بود و از طرف اطرافیان هم به من این مساله القاء می شد اما به مرور زمان که بحث فرهنگ برایم اهمیتی بیشتر یافت بدون ترس به دنبال فعالیت در این عرصه رفتم و از زمانی که وارد حوزه علمیه شدم به دنبال پیگیری دروس سینمایی هم بودم.
این نوع گرایش براساس علاقمندی به مقوله هنر بوده و یا این که به دلیل مفاهیم مورد نظر دینی، خود را ملزم به حضور در این عرصه دانستید؟
فقط بحث لزوم کار فرهنگی بود و من به عنوان یک مبلغ به دنبال راهی برای بیان دغدغه هایم بودم و احساس کردم که می توان از طریق مدیوم تصویر بهتر می توان به مسائل فرهنگی و دینی پرداخت. از این نظر دنبال یک شرایطی برای نمایش بهتر مباحث بودم. در پاسخ به پرسش شما به نظرم دین و سینما در کنار هم می توانند تکمیل کننده باشند و به خصوص در دنیای امروز، سینما قابلیت بالایی خواهد داشت.
از دیدگاه شما می توان نسبتی بین سینمای ایران و سینمای دینی یافت؟!
پیش از انقلاب که مسیری کاملا غربی و منحرفانه بود و پس از انقلاب با وجود تغییراتی که در سینما به لحاظ موضوعی رخ داد، باز هم چندان توجه ای به این نوع سینمای دینی نشد اما باید گفت که سینمای ما کلا جوان است و نیاز به فرصتی برای پیشرفت سینمایی مبتنی بر معرفت خواهد بود. از این لحاظ به نظرم زمان نیاز است و در آینده این نوع سینما با حضور برخی افراد دغدغه مند وضعیت بهتری خواهد یافت.

به نظرتان ساخت آثاری چون «بازگشت گومورا» می تواند موجب ایجاد تصویری واقعی نسبت به هیولای هالیوود نزد برخی ها شود؟
من در زمان ساخت این مستند به این نتیجه رسیدم که می توان این موضوع را در آثار بعدی هم ادامه داد تا سلطه ای که آمریکا برای برخی کشورها به لحاظ فرهنگی ایجاد کرده، بیشتر مشخص شود. به نظرم اگر حمایت شود و این فیلم ها ادامه یابد می تواند برای مردم تاثیرگذار باشد تا به مقابله با سیطره هالیوود نزد برخی رسانه ها پرداخته شده و حقیقت آشکار شود. انشاء الله امیدوارم در آینده شرایطی پیدا شود تا بتوانم دنباله ای از این فیلم را بسازم.
برنامه اکران های فیلم «بازگشت گومورا» چگونه خواهد بود؟
قرار است اکران های دانشگاهی برای این فیلم داشته باشیم و در تاریخ 7 اردیبهشت ماه در دانشگاه علامه طباطبایی این فیلم رونمایی خواهد شد. در آینده در دانشگاه های دیگری در تهران و شهرستان ها هم اکران فیلم را ادامه خواهیم داد و قرار است که بعدا فیلم به صورت اینترنتی به فروش برسد و انشاء الله در آینده هم شرایط پخش آن در شبکه افق فراهم شود. همچنین فیلم قرار است به زبان های عربی، انگلیسی و اسپانیایی هم دوبله شده و در شبکه های جهانی تلویزیون ما پخش شود.



